"عزیز دلم ، برف ها آب شده اند ، طبیعت حریر سبز رنگی بر تن دارد ، چلچله ها و چکاوک ها نغمه سر داده اند ، در جویبار ها زمزمه زیبا و دل انگیز آب ها به گوش میرسد و آسمان نیلی و بی ابر است. سال گذشته همین موقع ها آرزو داشتم تو به اینجا بیایی و در کنارم باشی. اما امسال دلم میخواهد بر فراز تپه ها بروی و هوای فرح بخش آنجا را به مشام بکشی تا روحت تازه شود..." "-من همیشه رفته ام و در سکوتی مبهم مأوی گرفته ام.
برچسب:
نویسنده: آرتمیس محمدی
تاريخ: سه
شنبه
29 آذر
1401 ساعت: 13:54